با وضعیت معیشتی و اجتماعی، فوتبال دغدغه مردم نیست

مجید جلالی معتقد است یک موقعی دغدغه اول مردم صعود تیم ایران به جام جهانی بود، به خاطر اینکه مردم واقعا با فوتبال زندگی میکردند، علاقه داشتند، شیفته فوتبالیستها و فضای فوتبال بودند اما الان به چند دلیل فوتبال تا حدی محبوبیت خود را بین اقشار مختلف مردم از دست داده است.
رئیس کمیته توسعه و پیشرفت فدراسیون فوتبال گفت: میانگین سنی تیم بالاست و این موضوعی است که من در جلسات فدراسیون و حتی هیئترئیسه آن را مطرح کردم.
، تیم ملی فوتبال ایران با کسب تساوی برابر ازبکستان، در فاصله دو دیدار باقیمانده تا پایان مرحله مقدماتی، به عنوان سومین تیم به جام جهانی ۲۰۲۶ صعود کرد. قلعهنویی و شاگردانش در شرایطی موفق به کسب این مهم شدند که حالا تمام نگاه مردم و اهالی فوتبال به عملکرد آنها در بزرگترین و مهمترین تورنمنت فوتبال دنیاست و با توجه به افزایش تعداد تیمها، انتظار صعود از گروه منطقی به نظر میرسد. از سویی گرچه تیم ملی عملکرد خوبی در مسابقات انتخابی داشت، اما برخی مشکلات و کاستیهای فنی وجود دارد که باعث نقد کارشناسان هم هست و بر نگرانیها افزوده است. در این شرایط مجید جلالی، مربی و کارشناس فوتبالمان که در حال حاضر به عنوان رئیس کمیته توسعه و پیشرفت فدراسیون فوتبال فعالیت میکند و به طور همزمان رئیس کمیته فنی و مشاور مهدی تاج هم محسوب میشود، مصاحبهای انجام داده که عینا در ادامه میخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
صعود تیم ملی به جام جهانی ۲۰۲۶ مسجل شد. حالا سؤال این است که اگر همین شرایط را از لحاظ فنی، تاکتیکی و لجستیکی داشته باشیم، شما چه دورنمایی برای تیم ملی به خصوص در جام جهانی متصور هستید؟
آن چیزی که مسلم است اینکه تیم ملی هر کشوری عصاره فوتبال آن کشور است؛ بنابراین نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که فوتبال یک کشور مثلا از نظر فنی در سطحی باشد که قابل قبول نیست، اما بگوییم کیفیت تیم ملیاش باید قابل قبول باشد. اصلا چنین چیزی نیست، یا برعکس. اگر محتوای فوتبال ما غنی است، میتوانیم انتظارات از تیم ملی را هم بالا ببریم. به نظر من آن چیزی که در تیم ملی تا الان انجام شده بهترین بهرهوری از ظرفیتهای موجود بوده است. هم کار خیلی خوب مدیریت شده چه از لحاظ انضباطی و چه فنی و البته نتایج هم خوب بوده است. حالا اینکه ما نظرمان این است که کیفیت تیم ملی در خطوط مختلف باید ارتقا پیدا کند تا بتوانیم در جام جهانی تیم موفقی باشیم، این انتظار نابجایی نیست یعنی با همین ظرفیت موجود ما شاید بتوانیم حتی یک مقدار یا چند درصدی با کیفیت بهتری بازی کنیم. البته اگر بتوانیم زمان بیشتری برای تمرینات تیم ملی قائل باشیم. یا اگر آن چیزی که از لحاظ فردی دارد در تیم ملی انجام میشود، کیفیتشان ارتقا پیدا کند، میتوانیم در جام جهانی در حد چیزی که انتظارمان هست ظاهر شویم ولی اینکه فکر کنیم الان در جام جهانی، تیم کاملا متفاوتی باشیم، انتظار سنگینی است. در هر صورت ما در خطوط مختلف از دروازهبانها، دفاع، هافبک و مهاجم، کیفیتی از آنها در طول مسابقات دیدیم که روی هم رفته خوب بوده، اما اشکالاتی هم وجود داشت. امیدوارم مسئولان تیم ملی اینها را رصد کرده باشند که مطمئنم انجام میدهند، چون از نزدیک کارشان را میبینم. مثلا شاید از نظر سنی بتوانیم این جام جهانی را رد کنیم، ولی قطعا برای بعد از آن چالش بزرگی در تیم ملی خواهیم داشت.
شاید اولین صعود به جام جهانی بود که مثل گذشته بین مردم شور و شادی خاصی را شاهد نبودیم. در واقع نه خبری از جشن خیابانی بود و نه مثلا صدای بوق ماشینها! به نظر شما دلیلش چه بود؟
یک موقعی بود که دغدغه اول مردم صعود تیم ایران به جام جهانی بود. به خاطر اینکه مردم واقعا با فوتبال زندگی میکردند، علاقه داشتند، شیفته فوتبالیستها و فضای فوتبال بودند و آنها را دوست داشتند، اما الان به چند دلیل فوتبال تا حدی محبوبیت خود را بین اقشار مختلف مردم از دست داده است.
چه عواملی باعث این شرایط شده است؟
اول اینکه خود عوامل فوتبال طوری رفتار میکنند یا گفتارشان بهگونهای است که مردم را از فوتبال زده میکنند. مردم را حتی از فوتبالیها زده میکند. اینطور نیست که مثلا اگر من بیایم دیگران را تکذیب کنم، خودم تأیید میشوم. افرادی که در فوتبال هستند اینطور فکر میکنند که تکذیب دیگران به معنای تأیید خودشان است. وقتی ما آدمهای فوتبال را به شکلهای مختلف، با بهانههای مختلف، با تهمتهای مختلف، اینگونه میزنیم دیگر ته فوتبال چیزی باقی نمیماند که مردم آن را دوست داشته باشند. البته این را بگویم که حتی ممکن است بعضی از آن چیزهایی که گفته میشود، تا حدی درست باشد، اما مجموعه این شرایط باعث دلسردی و دلزدگی مردم میشود. یا هر بازی که انجام میشود برای آن، اما و اگرهای زیادی میآوریم که مثلا این بازی جانبدارانه بوده، این بازی داورها فلان بودند، نتیجه این بازی از قبل مشخص بوده، اینها همه درجه محبوبیت فوتبال را پایین آورده است. یکی از دلایل دیگر، وضعیت کشور است. در واقع در شرایطی قرار داریم که الان دیگر فوتبال دغدغه اول و اصلی مردم نیست و وضعیت معیشتی مردم دغدغه اصلی است. بعد از آن شرایط اجتماعی و سیاسی کشور است. در هر صورت اینها چیزهایی است که افکار مردم را بیشتر به خود مشغول کرده است. گرچه با تمام این اشکالات، قشری از مردم هنوز فوتبال را دوست دارند و آن را دنبال میکنند منتها باید بگوییم که ما خودمان داریم علیه فوتبال اقدام میکنیم. به نظر من این رویکردی است که باید درباره آن تجدیدنظر کنیم.
مسیر آمادهسازی تیم ملی اعلام شده و طبق گفته مسئولان فدراسیون، تورنمنت کافا و بازی دوستانه با روسیه بخش مهم تدارک تیم ملی است. آیا چنین بازیهایی کافی و مناسب است؟
اگر ما بخواهیم خیلی آرمانی فکر کنیم شاید بنشینیم و یک برنامهریزی قویتر داشته باشیم. بازیهای دوستانه، اردوهای خوب، شرایط ذهنی روانی و انگیزشی خوب برای تیم و بازیکنان و موارد دیگر. منتها موضوع این است که ما هر کاری داریم انجام میدهیم باید در امتداد ظرفیتهای موجود باشد. مثلا ما میخواهیم بازی دوستانه انجام بدهیم، اما میدانیم که در حال حاضر نمیتوانیم بازیهای قابل قبول و خیلی خوب و سنگین و قوی داشته باشیم یا با هر تیمی که دلمان میخواهد بازی کنیم. در این شرایط تورنمنت کافا برگزار میشود که هر ساله هست و از فهرست تحریمها خارج است و هر سال میتوانیم در آن شرکت کنیم یا تیمهایی مثل روسیه که تقریبا شرایطی مثل ایران دارند و یکی، دو تیم دیگر که اگر بتوانیم برای آنها جاذبههایی ایجاد میکنیم که بیایند و با ما بازی کنند. یعنی برای تیمهای متوسط به لحاظ مالی، جاذبههایی در حد مطلوب ایجاد کنیم که بیایند و بازی کنند؛ بنابراین شاید اگر آرمانی فکر کنیم، بگوییم این برنامهریزی کافی نیست، اما اگر واقعبینانه به آن نگاه کنیم میبینیم با توجه به ظرفیتهایی که چه به لحاظ تحریمها یا منابع مالیمان، در حال حاضر داریم شاید همین برنامهریزی بهترین راهی باشد که میتوانیم برای تدارک تیم ملی داشته باشیم.
یکی از مسائلی که خیلی درباره آن صحبت میشود، میانگین بالای سنی تیم ملی است. بعضی کارشناسان معتقدند این وضعیت در جام جهانی دردسرساز میشود!
میانگین سنی تیم بالاست و این موضوعی است که من در جلسات فدراسیون و حتی هیئترئیسه آن را مطرح کردم. الان پنج تیم ملی در سطح بزرگسالان داریم که غیر از ساحلی که شرایط خوبی دارد، چهار تیم دیگرمان در شرایط سنی بالایی هستند. فوتسال خانمها و آقایان و فوتبال خانمها و آقایان. الان این چهار تیم ملی ما شرایط سنی بالایی دارند. دلیلش این است که روندی که در فوتبالمان وجود دارد، طی سالیان گذشته نیروسازی نشده است. این روند باید کاملا تغییر کند.
در این مدت بهخصوص پس از مسجلشدن صعود تیم ملی، شایعاتی مبنی بر تغییر کادر فنی و در رأس آن سرمربی منتشر شده است. موضع و نظر شما دراینباره چیست؟ فکر میکنید چه اتفاقی باید بیفتد که تیم ملی، جام جهانی موفقی را سپری کند؟
درباره کادر فنی تیم ملی، به اعتقاد من چیزی که تا الان انجام داده قابل دفاع است. اگر اشکالاتی وجود داشته که حتما هم وجود دارد، اینها اشکالات بنیادینی است که در فوتبال ما وجود دارد و مثلا در لیگ برتر ما هم هست. امیدواریم بعد از پایان مسابقات لیگ برتر همایشی داشته باشیم تحت عنوان بررسی کیفیت فنی لیگ برتر. برای اولینبار میخواهیم چنین همایشی برگزار کنیم. سالهاست لیگ برتر برگزار میشود و پس از اتمام آن، مثلا سرمربی تیم قهرمان بهترین مربی سال میشود یا بازیکنی که بیشترین گل را زده میگوییم خوب بوده و… در حالی که بههیچوجه به محتوای بازی تیمهایمان کاری نداشتهایم. الان من هفتههاست بازیها را نگاه میکنم شاید بهندرت بازیای ببینید که بگویید در مجموع بازی باکیفیتی بود، خیلی بهندرت پیش میآید. در تمام بازیهایی که این فصل برگزار شده شاید بتوانیم بگوییم پنج بازی بوده که کیفیت بالایی داشته و این یعنی هیچ؛ بنابراین اگر ما در حوزه فنی پیشرفت نکردهایم، در مدل بازی پیشرفت نکردهایم، این یک بحث بنیادی است. ما باید به کارهای کاملا ریشهای بپردازیم و به مرور این معضل را حل کنیم. چون امکان دارد ما در آینده نزدیک از این حیث با مشکلات زیادی روبهرو شویم. در هر حال من برای تیم ملی در جام جهانی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم آنقدر از هر نظر خوب باشیم که بتوانیم آن اقبال عمومی را که فوتبال به آن نیاز دارد، دوباره جلب کنیم.