مرتضی زبردست

طی روزها و هفته های اخیر در کنار اخبار مسرت بخش موفقیت ورزش کارانمان در رقابت های بین المللی، شاهد چند خبر متأثر کننده مثل در گذست مرحوم عزت جان ملکی، به کُما رفتن صابر کاظمی و بازداشت پژمان جمشید ی هم بودیم.
پیروزی های ورزشی در هر رده و رشته پیام آور شادی و محرک غرور ملی است، ورزش کاران کشورمان تحت هر شرایطی هر جای دنیا که قدم به میدان مسابقه گذاشتند هدف اول شان کسب افتخار برای کشور و شاد کردن دل مردم بود، طبیعی است این مردم قدرشناس نیز به هنگام آسمانی شدن بزرگان ورزش، خود را در غم خانواده های آنان شریک دانسته و انجام وظیفه می کنند.
مراسم درگذشت شادروان داریوش مصطفوی، مرحوم منوچهر شفقتیان و زنده نام عزت جان ملکی نمونه هایی از این ادای احترام مردم و جامعه ورزشی کشور به این نام آوران بود.
مردم، ورزشی ها و مشخصا خانواده والیبال با شنیدن خبر سکته صابر کاظمی، والیبالیست ارزنده کشورمان در دوحه قطر هم ناراحت و نگران دست به دعا شده و شفای عاجل و کامل او را از خداوند متعال خواستار شدند.
و اما مسأله پژمان جمشیدی، ملی پوش سابق فوتبال و بازیگر مطرح سال های اخیر سینمای کنونی کشورمان ابعاد دیگری دارد که در حوصله این مقال نیست.
سینما برای خیلی ها که شیفته و شیدای ظاهر آن بوده و هستند سرابی فریبنده است به جرأت می توان گفت از خیل ورزش کارانی که وارد آن شدند تنها مرحوم محمد علی فردین، نایب قهرمان اسبق کشتی جهان، موفق و جاودانه شد با این توضیح که او هم به جرم محبویت از گزند حسادت تازه واردهای آن روز سینما در امان نماند و نا جوان مردانه خانه نشین شد.
پژمان جمشیدی نیز که به سرعت جای پای خود را بین بازیگر های پول ساز سینما سفت کرده بود در شناخت استانداردهای سوپر استار شدن نمره قبولی نگرفت و در بند حاشیه ها زخمی شد.

دیدگاهتان را بنویسید