✍🏻سید عبدالجواد موسوی

🔹چند وقتی است جماعتی که از سوراخ شدن لایه اوزون تا دلار بالای پنجاه هزار تومان را به گردن خاتمی و میرحسین و هاشمی و روحانی می اندازند شروع کرده اند که: آی چه نشسته اید که همه تندرَوی های این مملکت زیر سر این جماعت بوده و اگر جایی تحجر و خشک مغزی و طالبان بازی دیدید، بدانید که سنگ بنایش را این جماعت گذاشته اند.

🔹کیست که نداند نه تنها آقای خاتمی و هاشمی که خیلی از آدم هایی که بعدها از آزادی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی سخن گفتند در ابتدای انقلاب جزو نیروهای تندرو محسوب می شدند. بر منکرش لعنت اما همه تندروی های مملکت را به پای آنان نوشتن بی انصافی است. حقیقت این است آن ها هم مثل خیلی های دیگر درک و فهمی ابتدایی از اخلاق و سیاست و فرهنگ و حکومت دینی و بسیاری دیگر از مفاهیم داشتند. بعضی هایشان خیلی جوان بودند.

🔹اگر نیروهای انقلاب در آن روزگار با هنرپیشه های قبل از انقلاب نامنصفانه رفتار کردند با تندروهایی که حرمت هیچ کس را رعایت نمی کنند و جز خودشان و اطرافیانشان همه را کافر حربی می دانند چه باید کرد؟ چند روز پیش دوست عزیزم حسین قره به ادعاهای عجیب روزنامه کیهان و رفتار آن ها با هنرمندان در همین چند ساله به تفصیل پرداخته بود.

🔹تکرار مکررات نمی کنم اما فقط یک نکته که فکر می کنم تامل در آن خالی از لطف نباشد و آن هم این که اصلا همه ادعاهای این دوستان خودارزشی پندار کاملا درست و دقیق و منصفانه و عالمانه، فقط بی زحمت برای یک بار هم که شده به ما پاسخ بدهند در آن هنگام که خاتمی و میرحسین و هاشمی و روحانی و مخملباف تندرو بودند خودشان مشغول چه کاری بودند؟ مثلا حسین شریعتمداری در آن روزگاران مشغول ترجمه اعلامیه حقوق بشر بود؟

🔹 یا این که داشت رساله دکترایش را درباره جامعه مدنی به رشته تحریر در می آورد؟ یا آن فیلمساز عزیزی که از همین قماش حرف ها می زند در آن روزگار به دنبال بازگشت فروزان و ایرن و بهروز وثوقی و محمدعلی فردین به سینمای ایران بود؟ یا وقتی عده ای از تندروها مشغول مبارزه با بی حجابی بودند این عزیزان در دفاع از حجاب اختیاری در خیابان ها شعار می دادند؟

دیدگاهتان را بنویسید