کلاهی که عاشقی بر سرم گذاشت
مرتضی زبردست
یکی از آدم های خالص و مخلص عکاسان ورزشی، گوش شکسته ای به نام جعفر تبریزی است.
زندگی داش مشتی خیابان طیب در جنوب تهران، بالا و پائین زیاد داشته اما تغییری در مرام و معرفت او نداده است.
رفتن روی تشک کشتی در سن ۱۶ سالگی کنار بزرگانی چون علی اسماعیلی، رضا قلی پور و دیگر نام داران آن زمان گرچه در ساختار جسمانی و آشنایی با فوت و فن ورزش اول کشور نقش عمده ای داشته اما چون ورزش آماتور درآمدی نداشت جعفر آقا وارد بازار کار شد، روزگار چرخید و چرخید تا به فصل انقلاب رسید.
با شکل گیری انقلاب، یکی از چهره های مشهور ضد شاه و موُسس باشگاه تهران جوان که مدتی هم سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان بود به عنوان قائم مقام سازمان تربیت بدنی همراه زنده یاد حسین شاه حسینی مسوولیت ورزش کشور را عهده دار شدند، مرحوم حسین فکری در همان ایام مجوز انتشار یک نشریه ورزشی را نیز دریافت کرد و خیلی از خبرنگاران و عکاسان ورزشی منجمله جناب جعفر خان تبریزی، شروع کارشان از همان نشریه آقا فکری بود.
مرد شوخ طبع جامعه ورزشی که یک مغازه عکاسی را هم دایر کرده بود خیلی زود به دلیل علاقه و پشتکار مثال زدنی به موفقیت های متعدد رسید، دو بار به عنوان بهترین عکاس سال و چندین بار نیز در جمع نفرات برتر این رشته معرفی و از او تقدیر شد با این توضیح که عکاس های قدیمی بر خلاف امروز با دوربین های زمان ناصرالدین شاه قاجار هنرنمایی می کردند که به نوعی شق القمر بود !
قهرمان قصه امروز ما باز هم بر همان مدار همیشگی، لوطی گری سرلوحه کارش بوده و خیلی از برنامه ها را در شرایطی که عده ای حق الزحمه های خود را دلاری دریافت می کنند او در ۸۰ سالگی، صلواتی و بدون چشم داشت مادی بعضی از کارها را راست و ریست و در مسیر عاشقی کار می کند.